
رفتی و رفتن تو زندگی داده به باد
از غمِ رفتن تو حسرت و ناله و داد
کلبهء عشقی که بود با تو هر لحظه چه شاد
رفتـی نمـونـده ازش دیـگـه جـز قصه و یـاد
خندهء عشق تو ، جادویِ چشم تو ، خاطره گشته و یاد
بدونِ عشق تو ، جادویِ چشم تو ، زندگی رفته به باد
غم تـویِ اون نگات نشستـه کـرده حیـرونم
اشک رو گونه هات رسونده بر لبم جونم
رفتن بی صدات شکسته بغض و گریونم
خالیِ جای تو ، نبودت کرده ویرونم
پاکیِ عشقِ تو نفهمید قلبِ دیوونم
باورِ رفتنت برام سخته نمی تونم
